خرید بک لینک
فکر کردم تمام شدی ، اما

دیشب باز هم ، به دنبالت گشتم

و جهان در این دو سال چقدر بزرگ شده است

قبلا جهانم دست های تو بود

و من عاشق آن جهان تنگ و تاریک ام

برچسب: نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:50

دخترک ، درخت را بغل کرده بود

سخت ..

همه خندیدند و هیچ کس نفهمید

دخترک میترسید درخت هم ریشه هایش را بغل بزند و برود

...

برچسب: رفتن به,رفتن به ایمیل,رفتن به خواب دیگران,رفتن به فیسبوک بدون, شکن,رفتن به ایمیل خود,رفتن عشق,رفتن به حالت safe mode,رفتن تو,رفتن به, بدون,رفتن بهانه نمی خواهد, نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 1:07

چه سخت است خواهرت برود

برود و دست یکی دیگر را بگیرد و دیگر نیاید

شب ها را با کس دیگری سر کند

خنده هایش شیرینی زندگی دیگری باشد

و شانه های کسی دیگر ، تکیه گاهش باشد

در بغل دیگری گریه کند و کسی دیگر دلیل خنده هایش باشد

. . .

بگذریم ، چه سخت است خواهر باشی اما خواهر نداشته باشی ..

برچسب: یلدای لعنتی, نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 18:18

که زیر بارون برقصیم با آهنگ " الماندو " ..

که تو بخندی و باز جهان سرخ شود ..

که تو بخندی و بخندی و بخندی ..

برچسب: تو بخندی همه چی حل میشه,تو بخندی همه چی خوبه,تو بخندی شکسته خواهد شد,تو بخندی همه چی,تو بخندی صادقی,تو بخندی همه,تو بخندي همه چي حل ميشه,تو بخندي همه چي,آهنگ تو بخندی رضا صادقی,اگه تو بخندی ماه میخنده, نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 21:52

مادر بزرگ میگوید

چین های صورتش هرکدام یک دلیل و داستان و خاطره ای دارند

یکی خاطره آن روز که پدرش او را به زور شوهر داد

یکی آن روز که پسر 3 ماهه اش خوابید و دیگر بیدار نشد

یکی آن روز که دخدر 25 ساله اش با چمدانی پر از لباس برگشت

ولی مادربزرگ چین های صورتش را دوس دارد

مادربزرگ قلب بزرگی دارد

من از چین های روی صورت متنفرم

آخریش یادگاری توست ، یک خط عمیق روی پیشانی ..

برچسب: داستان های چین باستان,داستان های چینی,داستان محله چینی ها, نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 21:52

من محو تماشای تو ام

تو به کی مینگری؟

برچسب: محول العملات,محول يوتيوب,محول التاريخ,محول الصوتيات,محور الاخبار,محول الفيديو الى mp3,محول الفيديو,محول الصيغ,محول يوتيوب الى mp4,محول اليوتيوب الى mp4, نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 21:52

همان اتاق ، همان خانه ، همان کوچه ، همان خیابان ، همان شهر و همان کشور ..

همان مردمان همیشه احمق ..

همه چی همان طور است که همیشه بوده است ، جز تو !

چقدر کـَم شدی ، چقدر بـد شدی ..

من ؟ نمیدانم ..

شاید من هم همان احمق همیشگی ات هستم

نه صبر کن ..

من احمق همیشگی تو نیستم ..

برچسب: نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 21:52

مهر شده است

شال و کلاهم آماده است ، دستکش هایم را اما گم کرده ام

از قصد هم گم کرده ام

دست های تو بهترین بخاری دنیاست

..

میدانی نیمکت ها از سال گذشته منتظر ما هستند

برگ ها هم ..

برگرد و مهر را با بی مهری هایت خراب نکن لعنتی جانم ..

دست هایم منتظرند ..

برچسب: دست هایم,دستهایم را در باغچه میکارم,دستهایم را بگیر,دست هایم به آرزوهایم نرسیدم,دست هایم خالیست,دست هایم را در باغچه,دستهایم را میکارم,دست هایمان,دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید,دست هایم بوی گل میداد, نویسنده: ابوالفضل شاکری تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 21:52

صفحه بندی